ادمك مرگ همين جاست !بخند
ان خدايي كه بزرگش خواندي
به خدا مثل تو تنهاست بخند
دست خطي كه تو را عاشق كرد
شوخي كاغذي ماست! بخند
فكر كن درد تو ارزشمند است
فكر كن گريه قشنگ است!بخند
صبح فردا به شبت نيست كه نيست
تازه انگار كه فرداست! بخند
راستي! انچه كه يادت داديم
پر زدن نيست كه در جاست! بخند
ادمك نغمه ي اغاز نخوان
به خدا اخر دنياست !!! بخند
**************************
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب الود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي
و هنوز ...
سال هاست كه در گوش من ارام ارام
خش خش گام تو تكرار كنان
مي دهد ازارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چرا باغچه ي كوچك ما سيب نداشت؟؟؟![]()
*******************************
مهدي زهرا(س)!
به اميد امدنت همچنان چشم به راه جاده هاي انتظار نشسته ايم
شايد اين جمعه بيايي ؟شايد!
پرده از چهره گشايي شايد؟
سفر بخير مسافر كوير من...
***************************
از همه ي دوستاي عزيزم بابت لطفشون سپاسگزارم
قطره بارون يادتون نره![]()
.
..
من آخرين واژه های گمنامم که از حلقوم يخ زده ی زمان بيرون می آيند.
تو ...
سکوتی هستی عميق ...
و او ...
مسافری بود ...
گذشت و رفت. جاده او را صدا ميزد.
سفر بخیر مسافر کویر...

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

هان ای تن خاکی سخن از خاک مکن
جز قصه ی ان اینه ی پاک مکن
از خالق افلاک درونت صفتی است
جز از صفت خالق افلاک مکن.
یا به ویرانه ی خود یکسره منزل می کرد
دست شستم ز دل ان روز که پا بست تو شد
چه علاج دگری چاره ی مشکل می کرد؟
زین همه شکوه که دل از خم گیسوی تو داشت
غیر اشفتگی خویش چه حاصل می کرد
خضر یک روز مرا در همه ی عمر نداشت
ور نه در اب بقا زهر هلاهل می کرد
عزمم این بود که بر خاک رهت بوسه زنم
عرق خجلت من خاک تو را گل می کرد
سنگی اندر گل ایجاد تو جا داد قضا
کز همان روز ازل یکسره دل دل می کرد
زلف انداخته بر دوش نگارم انگار
دشنه بر شانه ی خورشید حمایل می کرد
اوج رسوایی عشق است که در منبر شرع
شرح اسرار جنون مفتی عاقل می کرد
خواند لیلی همه غم نامه ی مجنون را
از نگاهی که به دنباله ی محمل می کرد
(سید محمود توحیدی)

دلتنگی سهم همیشگی من در دادگاه زندگی است!شاید.
زهرا

مثل پرستو سفرم ارزوست.
کوچ به سوی دگرم ارزوست
در قفسم در قفسی تنگ و تار
خسته شدم بال و پرم ارزوست
گریه ز بس کرده ام از انتظار
خشکی چشمان ترم ارزوست
می رود این جاده شب تا کجا؟
راه به سوی سحرم ارزوست
در ره پر پیچ و خطر زای عشق
بال و پر بیشترم ارزوست
کیست چنین میکشدم سوی خویش؟
هدیه به او پا و سرم ارزوست
شهر پر از عطر دل انگیز اوست
از گل رویش خبرم ارزوست
گم شده ام در خم این کوچه ها
کوچه به کوچه گذرم ارزوست
خانه ان یار پری رو کجاست؟
کز رد پایش اثرم ارزوست![]()
گر برسم بر سر درگاه دوست
بوسه بر ان خاک درم ارزوست.![]()
دوباره جمعه شد یارم نیومد...
نگار بی قرینه کی می ایی؟![]()
سحر خیز مدینه کی می ایی؟![]()
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
*******************************
ايام رحلت پيامبر بزرگ اسلام (ص)
شهادت امام حسن مجتبي (ع)و ثامن الحجج امام رضا (ع)
را به ساحت حضرت بقيه الله الاعظم(عج)
و خدمت همه ي دوستان تسليت عرض ميكنم.

سلام بر سلطان غریب طوس!

من به فداي غربتت!
حال من از اين و ان پرسيدني است
گاه بر روي زمين زل ميزنم
گاه بر حافظ تفال ميزنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت
يك غزل امد كه حالم را گرفت
ما ز ياران چشم ياري داشتيم
خود غلط بود انچه مي پنداشتيم
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می باريد
و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت
و بعد رفتنت ، رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت
تمام بالهايش غرق در انبوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود
و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستيم از دست خواهد رفت
كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد
كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
و من با آنكه مي دانم تو هرگز نام مرا با عبور سبز خود نخواهي برد،
هنوز آشفته ام
بر گرد...!!!
ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اينهمه طوفان و وهمهمه و پرسش و ترديد
كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت:
تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو:
در راه عشق و انتخاب تو خطا كردم.
و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد
كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است
ومن در اوج پاييزي ترين ويرانه ي يك دل
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر
نمي دانم چرا، شايد به رسم عادت پروانگيمان باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزو هايت دعا كردم!!!
دعا کردم ...دعا کردم!!!...
نیم نگاهی گر به من کنی به اندازه ی تمام هستی زندگی خواهم یافت.
چه سنگین میگذرند لحظات وقتی تو نیستی عزیزترین
چه خسته کننده شده اند روزها و حتی ثانیه ها در حضور بی حضورت !!!
غایب همیشه حاضر تا کی دلتنگ نبودنت باشیم؟؟؟
هر جمعه دارم من با خودم میگم که امروز تو می ایی
اما وقتی که دیگه غروب میشه دلم میدونه نمی ایی![]()
هر غروب جمعه من با یه سبد یاس پر پر
میشینم منتظرت تا تو بیایی از سفر.
ای من به فدای قامت رعنات !ای سبز قبا
بیا دلگیره دیگه بدون تو حالا این جمعه شبا
تو بیا که دیگه توی دنیا قحطی مهر و عاطفه است
واسه عاشقان دنیا عاشقی یه خاطره است.
ابا صالح(عج)
التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش![]()
قشنگه
میدانم روزی می ایی که دیگر من نیستم![]()
IranJavaScript IranJavaScript IranJavaScript IranJavaScript
ای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
....................................
در جواب درخت بی زمین :
(خوشا به حال کسی که دلش برای دلبر می تپه یه دلبر جاودان
یه عشق همیشگی یه والای بی همتا ...
راستش چی بگم ...؟ اصلا همین بهتره
ای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
یا شایدم این؟
و صد افسوس که مجال وصلی نرسید ![]()
ولی به هر جهت![]()
فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم
بنده ی عشقم و از هر دو جهان ازادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه
چون افتادم؟
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
ادم اورد در این دیر خراب ابادم
..........................................................
كلام اخر:
تك دل خود را تنها براي عشقي حقيقي رو كنيم ![]()
فكر كنم بدون جواب بهتره ...
زهرا.م
خاطرات یک مرده
روي تختش خوابيده بود.چقدر پير
شده بود
هنوز گرم بود.ميخنديد
شايد به ما كه هنوزبايد دراين
دنيا زجر ميكشيديم
به او حسوديم ميشد .كاش جاي
اوبودم
شايد تا چندلحظه ديگر ازاد
ميشد
ديگر ترسي از ان دنيا نداشتم و
با انجا غريبه نبودم
او نفس عميقي كشيدو چشمانش را
بست
ديگربراي هميشه خواب بود.من
خنديدم
ديگران گريه و زاري
ميكردندشايد براي خودشان
قسم خوردم كه ديگر كسي را در
اين دنيا اسير نكنم
و من پايان باشم
پنحاه سال بعد
تنها روي تخت خوابيده بودم كسي
كنارم نبود
حتي يك بچه كه به مرگم بخندد
تنها يك گربه بودكه انتظار
مرگم را ميكشيد
از پنجره بالكن خانه روبرو
ديده ميشد
همسايه افتاب ميگرفت.
سينه ام دردگرفت وتيري كشيد
اخرين چيزي كه ديدم گربه بود
انگارميخنديد نفس عميقي كشيدم
و من مردم.
فریاد
2. هیچکس لیاقت اشکای تورا ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود
3. اگر کسی تورا آنطور که میخواهی دوست ندارد , به این معنی نیست که تورا باتمام وجود دوست ندارد 4. دوست واقعی کسی است که دستهای تورا بگیرد ولی قلب تو را لمس کند
5. بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که , در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید
6. هرگز لبخند را ترک نکن , حتی وقتی ناراحتی , چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود
7. تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی , ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی8. هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند , نگذران
9. شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس افراد مناسب را , به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گزار باشی
10. به چیزی که گذشت غم نخور , به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن
11. همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند , بااین حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده , دوباره اعتماد نکنی
12. خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمعن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی اوتورا بشناسد
13. زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار , بحترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری
گابریل گارسیا مارکز





