<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...در نهایت شب... </title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/</link>
<description>الهی و ربی من لی غیرک</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 15 Oct 2008 08:32:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آیا شیطان وجود دارد؟ </title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=red size=5&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=red size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=red size=5&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(51,51,51); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:&quot;بله او خلق کرد&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پرسید: &quot;آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد پاسخ داد: &quot;بله, آقا&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد گفت: &quot;اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: &quot;استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پاسخ داد: &quot;البته&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد ایستاد و پرسید: &quot;استاد, سرما وجود دارد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پاسخ داد: &quot;این چه سوالی است البته که وجود دارد... آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ &quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد جوان گفت: &quot;در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(51,51,51); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;F&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(51,51,51); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند.. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.&quot; شاگرد ادامه داد: &quot;استاد تاریکی وجود دارد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;استاد پاسخ داد: &quot;البته که وجود دارد&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاگرد گفت: &quot;دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در آخر مرد جوان از استاد پرسید: &quot;آقا، شیطان وجود دارد؟&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: &quot;البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و آن شاگرد پاسخ داد: &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#005100 size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,81,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد.. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#333333 size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(51,51,51); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot; face=Tahoma&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=green size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 14pt; COLOR: green; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot; face=Tahoma&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Oct 2008 08:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان بی‌تردید مورد اعتمادت باشد. =&gt;و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی. و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد. همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند چون این کارِ ساده‌ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی. و امیدوام اگر جوان هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند. امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد. چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان. امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است» فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است! و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید. اگر همه‌ی این‌ها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG class=image height=700 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://gallery.night-skin.com/albums/userpics/10001/a10.jpg&quot; width=467 border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Oct 2008 12:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنها شدم.تنهای تنها...</title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی که خاطر غمگین تو هنوز تو خونه ی منه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یعنی که بار غم بی تو شبانه روز رو شونه ی منه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غمباره عشقت رو رو دوش میکشم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پا پس نمیکشم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با این خیال پوچ که چشمهای تو دیوونه ی منه...!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این منطق کیه؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگار پیش تو فرقی نمیکنه کی عاشق کیه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;تو گویی ژاله ای غریب بر ایمان زندگیه من چکیده ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;چه حس بدی دارم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2008 09:28:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>هیچی ندارم بگم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازم دلم برات تنگ شده...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 20:12:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تمام نا تمام من با تو تمام می شود...</title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=2&gt;به خودت قسم دیگه کم اوردم...اخ خداااااااا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمیتونم مقاومت کنم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دارم از بین میرم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به دادم برس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;ولی حتی وقت مردن باز سراغت رو میگیره...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;چقدر دلم برات تنگ شده.فقط برای تو...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Jun 2008 10:07:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ادمک!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اخر دنیاست ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بخند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Mar 2008 14:53:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;دیگر تاب دوری تو را ندارم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;جان دل پر دردم خدا...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;جز تو که کسی رو ندارم عشق همیشگی من.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;چقدر ارومم با تو&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;خدایا !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;این ادم خاکی تنهاست..&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;منو رها نکن خدا از اغوشت.دارم سقوط میکنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 568px; HEIGHT: 1393px&quot; height=534 src=&quot;http://gallery.photo.net/photo/3402378-lg.jpg&quot; width=382&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 22 Feb 2008 08:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ای دنیا بیزارم ازت ...</title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;حالتی رفت که محراب به فریاد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;بوی بهبود ز اوضاع جهان می​شنوم &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;ای عروس هنر از بخت شکایت منما &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;حجله حسن بیارای که داماد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;دلفریبان نباتی همه زیور بستند &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;دلبر ماست که با حسن خداداد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;زیر بارند درختان که تعلق دارند &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=m2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Dec 2007 08:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقاب</title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 497px; HEIGHT: 633px&quot; height=600 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://waroodi.jeeran.com/x1pnp_rgmi5o50Z8oATe1swgEaMLZxjRSxvFXJI4k9yBQBfbRmtlK5UwWGrHe-aJHpEkYPpx7nCkBnhZHq4qk_SlMFtdb74jg6AQIdU3rrRr6-7qSVajNy71jfK71cT0-Dd-rmhUvu3kwY.jpg&quot; width=461 align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;ای بازیگر!! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;گریه نکن  ما هممون مثل همیم .صبحها که از خواب پا میشیم نقاب به صورت میزنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;یکی معلم میشه و یکی میشه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;خونه به دوش! یکی ترانه ساز میشه یکی میشه غزل فروش!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتهای ماست &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداست!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;هر کسی هستی یه دفعه قد بکش از پشت نقاب از رو نوشته حرف نزن رها شو از پیله ی خواب!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;نقش یه دریچه رو   رو میله ی قفس بکش برای یکبار هم که شده جای خودت نفس بکش!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;کاشکی میشد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس.تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;تا کی به جای خودمون نقابمون حرف بزنه!؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;تا کی سکوت و رگ زدن نقش نمایش منه...؟!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Nov 2007 15:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://zirebaron.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;دیوارهای خالی اطاقم را از تصویرهای خیالی او پر میکنم!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;خدای من زیباست&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;خدای من رنگین کمان خوشبختی است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;که پشت هر گریه انعکاسش را روی سقف اطاق میبینم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;من هیچ با زبان کهنه صدایش نکرده ام &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;و نه لای بقچه پیچ سجاده رهایش...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و من در نهایت حیرت!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;حالا گاهگاهی به هم خیره می شویم!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;تشخیص خدا و بنده چه سخت است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 391px; HEIGHT: 420px&quot; height=544 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i14.tinypic.com/47baiyt.jpg&quot; width=438 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Nov 2007 04:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zirebaron&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>zirebaron</dc:creator>
<guid>http://zirebaron.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
